قوانین ارتعاشات  چگونه عمل می کند؟

در این مطلب می خوانیم:

رسیدن به خواسته‌ها با استفاده از ارتعاشات درونی (یا قانون جذب و ارتعاش) مفهومی است که بر اساس آن ، افکار ، احساسات و انرژی درونی ما می‌توانند واقعیت بیرونی را شکل دهند.

من چطور ارتعاشاتم را درست کنم که زمانی که به بیرون فرستاده می‌شود و جهان هستی و انرژی کل آن را می‌گیرد و دو مرتبه می‌خواهد همان توپ را به طرف من برگرداند ، آن چیزی که دوست دارم را به طرف من برگرداند و برایم خوشایند باشد ؟

به طور کلی ارتعاشات در سطح‌های مختلف قرار می‌گیرند و آن سطح‌های مختلف برمی‌گردد به سطح آگاهی من و اگر بخواهیم طبقه‌بندی کنیم کره زمین بعد یا لایه سوم است که پایین‌ترین ، سنگین‌ترین ، سفت‌ترین و پیچیده‌ترین لایه است ، در نتیجه بیشترین محدودیت و بیشترین ناآگاهی در آن است .

در این لایه من و شما به احتمال زیاد بیشتر از ایگو و منیت می‌آییم .
ایگو و منیت که شریک ذهنی ما هستند سطح آگاهی بالایی ندارند .
خصوصیات ایگو بیشتر این است که من چه چیز بیشتری می‌توانم به خودم اضافه کنم و چه چیزی بیشتر به خودم بچسبانم
و این چسبندگی ها را از دست ندهم.
در نتیجه : سطح آگاهی لایه زمینی شما  مشخص می شود.

زمانی که شما می‌پرسید من ارتعاشاتم، در چه سطحی باید باشد که وقتی به بیرون می‌رود ، آن چیزی که برمی‌گردد برای من خوشایند باشد ؟

اولین قسمت که باید به توجه تان بیاید این است که شما از سمت ذهن یا منیت تان می‌آیید یا از طرف روح و قلبتان که در سطح آگاهی بالاتر است .
آن چیزی که شما می‌خواهید بیرون بفرستید از سطح آگاهی شما مشخص میشود.
آگاهی شما در هر لایه و مرحله‌ای که هست ، وقتی که بیرون فرستاده می‌شود همان و مشابه اش به شما برمی‌گردد .

پس بیشترین قسمتی که باید روی آن کار کنیم این است که:

۱-من چی فکر می‌کنم ؟
۲ – آن فکر چه حسی در من به وجود می‌آورد ؟

رمز اصلی این است بهترین فکری که بهترین حس را در این لحظه ، برای من به وجود می‌آورد .
کسی که آگاه است مرتباً به خودش یادآوری می‌کند که افکار من انرژی دارند ، افکار من به بدن احساسی من نفوذ پیدا می‌کنند و آن چیزی که من احساس می‌کنم ارتعاشات آن به بیرون فرستاده می‌شود و دو مرتبه برای خودم برمی‌گردد.

پس بهترین فکری که بهترین حس را در من به وجود می‌آورد این است که این لحظه کامل و کافی است و در نتیجه من کامل و کافی هستم.

حالا وقتی که این فکر من باشد ، این فکر وارد حس من می‌شود و حالا در این حس که من کاملم و کافی هستم باقی بمانم، در نتیجه نباید تغییری در من به وجود بیاید چون چیزی اشتباه و کم و کسر نیست.

و این موضوع از تلاش و فعالیت من کم می‌کند و پذیرش و تسلیم بودن را برای من به ارمغان خواهد آورد.

بهترین فکری که بهترین حس را برای ما به وجود می‌آورد این است که:

من با جهان هستی یکی هستم
و من فرزند جهان هستی هستم
من و جهان هستی با هم یکی هستیم
و قدرت برتری همیشه محافظ من است.
حالا باید این انرژی یکی بودن را باور کنیم و در بدن احساسی خود حس اش کنیم .

یک دایره‌ای ، یک گردابی از این انرژی هست و این انرژی دائماً در حال چرخش است  . تمرکزتان را روی این گردش دایره‌ای  انرژی جهان هستی بگذارید…
یک نور و عشق به صورت دایره‌وار…
در حال چرخش است…
خودتان را ببینید که به عنوان ذره در این چرخش هستید…
این عشق و نور در حالت چرخش است و شما هم یک ذره هستید که در این دایره می‌چرخید .

حالا شما چه کسی هستید ؟
شما بخشی از این جهان هستی هستید.
این حس در من چه احساسی به وجود می‌آورد؟

احساس اینکه:
من خودم عشقم
من آگاهی کامل و برترم
وقتی که من عشقم ، در نتیجه انرژی و ارتعاشات من ،
عشق ،کافی ، دانایی برتر است .
حالا که من این حس را دارم ، تمام سلول‌های من احساس کافی بودن می‌کنند ، تکمیل بودن عشق .
من آن را به بیرون فوران می‌کنم  و تمام ارتعاشات من باز و پراکنده می‌شوند و تمام کره زمین را در بر می‌گیرند .
این ارتعاشات که به بیرون می‌آید و در تمام کره زمین به حالت چرخش در می‌آید .
کره زمین تمام آن عشق و نور را دریافت می‌کند و در جواب من ، آن عشق و نور را در حالت چرخش به سوی من برمی‌گرداند .

این یک عشق بازی بین من و جهان هستی است.

توجه کنید : هر زمانی که شما دنبال یک خواسته و چیزی هستید در واقع، مثل سایه‌تان می‌ماند که شما می‌دوید ، می‌خواهید بپرید وسایلتان را بگیرید اما سایه‌بان همیشه ازشما جلوتر است ..!

خواسته‌ها و درخواست‌ها و نیازهای ما در واقع همان نقش سایه را دارند که من و شما آن را از خودمان جدا می‌بینیم و ما مدام سعی و کوشش می‌کنیم که به آن خواسته و درخواست برسیم ، در صورتی که برعکس ، اگر من و شما تمام مدت تصور کنیم که آن خواسته و درخواست در حال حاضر در ما و در وجود ما و در دنیای مادی هست حالا دیگر آن خواسته و آن چیز هست و شما جدا از آن خواسته

و آن چیز نیستید…

هر چیزی که شما درخواستش را می‌کنید و آرزویش را دارید یعنی شما خودتان را از آن جدا می‌بینید ….
وقتی که جدایید آن را ندارید ،
وقتی که آن را ندارید ، حالا باید با تلاش و کوشش آن را به دست آورید .
پس سریع‌ترین سیستمی که من و شما به درخواست‌هایمان می‌رسیم چیست ؟
که مرتباً آن را می‌بینیم ، حس می‌کنیم ، لمس می‌کنیم و زندگی می‌کنیم .
چه چیزی بیرون می‌فرستم ؟
عشق ، بی‌نیازی ، کامل بودن .
چه چیزی برمی‌گردد ؟

همانی که من در حال فرستادن به بیرون هستم .
عشق ، بی‌نیازی ، کامل بودن .
من همه چیز دارم ،

چه چیزی شما را از خواسته‌تان جدا می‌کند؟ منیت ، چرا ؟
چون منیت می‌گوید:
چه چیزی داری ؟ و در واقع نداشته ها و کمبودهای تان را به رخ شما می کشد
به طور مثال :
پول که نداری ، دائماً دنبال پول می‌گردی  ، تحصیلات که نداری ، اگر در گذشته انتخاب اشتباه نمی‌کردی یا ازدواج اشتباهی که کردی
و ۲۰ سال هم در این ازدواج اشتباه مانده‌ای یا اگر آن کار را نکرده بودی،
حالا امروز این را داشتی…
کاش آن طوری و آن مدلی تصمیم می‌گرفتی و این فرد همیشه در گذشته و داستان هایش غرق است و در حال خودزنی و سرزنش خود
با این ارتعاش و فرکانس عدم پذیرش و عدم عشق به خود، چه چیزی را می خواهید دریافت کنید؟

پس اگر در شما هیچ محدودیتی وجود نداشته باشد،
اگر گذشته‌ای وجود نداشته باشد،
اگر زمان هیچ معنایی ندهد،
اگر این آگاهی در شما باشد که در گذشته و آینده کاری نمی‌شود کرد…

فقط و فقط این لحظه مهم است ، در این آگاهی تصمیم بگیرید ، که در این لحظه شما چه چیزی می‌خواهید ؟
در ادامه‌ با چند  مثال برایتان باز می کنم که ببینید دلیل نرسیدن به خواسته ها و هم ارتعاشات نبودن با آن چیست ؟

تصور شما این است : اگر شما به دانشگاه بروید و مدرک بگیرید و به طبابت مشغول شوید عالی است .
خوب پس من در این لحظه می‌نشینم و چشمانم را می‌بندم و فکر می‌کنم که من چه چیزی می‌خواهم ؟
من می‌خواهم بروم دانشگاه که درس بخوانم و مدرک بگیرم و به طبابت مشغول شوم .
چرا ؟
مشغول به کار شدن چه احساسی به من می‌دهد ؟
آن احساسی که بعد از این
که من دانشگاه رفتم مدرکم را گرفتم و مشغول به کار شدم و هر روز کارم را انجام می‌دهم ، آن احساسی که در من ایجاد می‌شود را ، هر روز و دراین لحظه
مدام حس می‌کنم .

اگر که شما مرتباً این حس را عمیقا با تمام سلول‌های بدنتان زندگی کنید ،
درخواست و آرزوی شما زودتر در زندگی
خودش را نشان می‌دهد.

پس اول من این ارتعاش را باید در دنیای درونی بسازم ، باید در رویاهایم ، در قدرت تخیلاتم ، در تجسمم ، مرتب خودم را ببینم که : من مشغول به کارم شدم ، صبح ها بیدار می‌شوم و صبحانه‌ام را می‌خورم ، ظرف‌ها را می‌شویم ، لباسم را می‌پوشم ، سوار ماشین یا مترو می‌شوم و به مطب ام می‌رسم،
کلید مطب را می‌اندازم و درب مطب را باز می‌کنم ، منشی آنجا نشسته است یا خودم تنها هستم یا افراد در اتاق انتظار منتظر من هستند ، بعد وارد اتاقم می‌شوم ، پشت میز کارم می‌نشینم ، لیست مراجعه کنندگان امروزم را نگاه می‌کنم ، از منشی‌ام سوالات مخصوصی را می‌پرسم ، بعد اولین مریض را معاینه می‌کنم، مشکلش را بررسی می‌کنم و موارد لازم را برایش تجویز می‌کنم….
چه احساسی دارم ..؟
نفر بعدی می‌آید ، چند ساعت بعد من چند تا مریض می‌بینم ، بعد از نفر هشتمی آیا من خسته شدم یا که اینقدر این کار را دوست دارم که زمان از دستم می‌رود ؟
و بعد از خودم می‌پرسم چرا من می‌خواهم این کار را انجام دهم ؟
چه دلیلی دارد؟
این همه کار است ،این همه حرفه و شغل است ، چرا؟
وقتی جواب چرا را گرفتم بعد از خودم می‌پرسم این شغل یا حرفه چه چیزی به من می‌دهد و کدام بخش وجود مرا کامل می‌کند؟
چه حسی به من می‌دهد ؟

نکته مهم این است که بیشتر انسان‌ها خیلی گیج و گم هستند ، وقتی از آنها می‌پرسید که :
– الان مشغول چه کاری هستید ؟
+ می‌گوید الان فلان کار را انجام می‌دهم
– این کار را دوست دارید ؟
+ نه اصلاً..!
–  پس چرا این کار را می‌کنید ؟
+ نمی‌دانم ؟ چون من رشته‌ام چیز دیگری بود و علاقه‌ام چیز دیگر ، علاقه‌ام را نتوانستم پیگیری کنم چون باید پول به دست می‌آوردم ناچاراً به این کار روی آوردم .
– خوب شغل قبلی‌تان را دوست داشتید ؟
+ نه ..؟ آن را هم دوست نداشتم !!!
+ چرا آن کار را شروع کردید ؟
– چون کاری بود که فکر می‌کردم بیشتر می‌توانم از آن پول در بیاورم ..!

حالا بررسی می کنیم که شما چه کاری را دوست دارید؟
مثلا من می‌خواهم قهرمان شنا شوم .
– شما چند روز در هفته شنا می‌کنید ؟
+ هیچی !
– دفعه آخری که شنا کردید کی بود ؟
+ شاید سه سال پیش ..!
– شما رقابت را دوست دارید ؟
+ اصلاً و ابداً ….!
– آیا کسی که قهرمان شنا می‌شود دائماً در حال رقابت نیست ؟
+ اوه چرا هستش !
– آیا کسی که قهرمان شنا می‌شود هر روز و ساعت‌های طولانی تمرین نمی‌کند؟

اصلاً الان شما ورزش می‌کنید ؟
+ نه من انقدر افسرده‌ام که الان هیچ کاری نمی‌کنم باشگاه هم ثبت نام کردم اما بعضی وقت‌ها خودم را مجبور می‌کنم به باشگاه بروم .
-خوب پس برای قهرمان شنا شدن این کارها را انجام‌می دهید ؟
+ نه نه هیچ وقت!!!
از این زاویه به این قهرمانی فکر نکرده بودم ! من این کار را دوست ندارم  !
– چه کار دیگری برای شما جذاب است ؟
+ دندانپزشکی برای من جذاب است .
– شما زمانی که صبح به مطب می‌روید و مشتری اول آنجا نشسته و شما روی دهان او خم شده‌اید و مشغول درست کردن
دندان آن شخص که درد زیادی هم دارد هستید و شما روزی ۶ الی ۷ ساعت باید این کار را انجام دهید ،  آیا شما این شغل را دوست دارید ؟
+ نه حالا که اینجوری گفتی تا حالا اینطوری به آن فکر نکرده بودم ! من این شغل را هم دوست ندارم !

پس در نتیجه دوستان عزیز همانطور که متوجه شدید اکثر افراد نمی‌دانند که چه چیزی می‌خواهند !؟
در یک رویا و باور هستند که یک چیزی را دوست دارند اما کاملاً دقیق آن کار را بررسی نکرده‌اند که آن کار را حس کنند ،  لمس کنند  ، خودشان را ببینند که چندین ساعت مداوم آن کار را انجام می‌دهند .

برای همین وقتی به عمق خواسته‌ها و آرزوهایتان بروید و با سوال و جواب آنها را برای خودتان بررسی و صحنه‌سازی کنید، متوجه می‌شوید که چه چیزهایی را دوست دارید یا چه چیزهایی را اصلاً دوست ندارید .
آن چیزهایی را که دوست دارید برای چی دوست دارید ؟
و آن چیزهایی را که دوست ندارید برای چی دوست ندارید و چه فکری می کنید؟

در نتیجه ؛ برای هم فرکانس شدن برای رسیدن به خواسته ها ، شناخت ارتعاشات بسیار مهم است ، اما در عین حال شناخت خود من هم مهم است .
آنکه من ، ( کی هستم ) و ( چی هستم ) و بیست و چهار ساعته آگاهم به ارتعاشاتی که بیرون می‌فرستم و چه ارتعاشی در مقابلش به من برمی‌گردد ؟
پس خودشناسی قدم اول است .
شناخت انرژی در همان خودشناسی می‌چرخد و دانش هر دوی این‌ها با هم مهم است .

با فهمیدن قانون ارتعاشات به جمع بندی زیر می رسیم :
« هم‌فرکانس شدن با خواسته‌ها کلید اصلی است. »
برای این کار، چند اصل مهم وجود داردکه با به کار بردن آنها می توانیم همیشه به راحتی در مدار جذب  باشیم :

۱. شفاف‌سازی خواسته‌ها

ابتدا باید دقیقاً بدانید که چه چیزی می‌خواهید. خواسته‌های مبهم، ارتعاش ضعیفی دارند و نتایج مشخصی ایجاد نمی‌کنند. بنابراین:
• روی یک هدف مشخص تمرکز کنید.
• آن را به‌صورت مثبت بیان کنید (مثلاً «من سلامتی کامل دارم» به‌جای «من بیمار نیستم»).
• آن را در ذهن خود تجسم کنید.

۲. کنترل افکار و احساسات

احساسات شما نشانگر ارتعاشات درونی شما هستند. اگر احساس خوبی داشته باشید ، یعنی در هماهنگی با خواسته‌هایتان هستید. اگر احساس منفی دارید، یعنی در مسیر اشتباه هستید.
• افکار منفی (مانند ترس، شک، نگرانی) را شناسایی و حذف کنید.
• افکار مثبت و امیدبخش را جایگزین کنید.
• از جملات تأکیدی مثبت استفاده کنید (مثلاً: «من شایسته موفقیت هستم و آن را جذب می‌کنم»).

۳. تجسم و تصویرسازی ذهنی

• هر روز چند دقیقه چشمان خود را ببندید و تصور کنید که به خواسته خود رسیده‌اید.
• جزئیات را به‌طور واضح ببینید، بشنوید و احساس کنید.
• این حس را با تمام وجود تجربه کنید، انگار که همین حالا آن را دارید.

۴. اقدام هماهنگ و پذیرش فرصت‌ها

قانون جذب به این معنا نیست که فقط فکر کنید و منتظر باشید، بلکه باید اقدام کنید. وقتی ارتعاش درست بفرستید، فرصت‌ها به شما نشان داده می‌شوند، اما باید آن‌ها را بپذیرید و دست به عمل بزنید.

۵. احساس شکرگزاری

شکرگزاری یکی از قوی‌ترین راه‌های هم‌فرکانس شدن با انرژی مثبت است.
• هر روز برای چیزهایی که دارید شکرگزار باشید.
• حتی برای چیزهایی که هنوز به دست نیاورده‌اید، انگار که همین حالا در زندگی شما هست ، شکرگزاری کنید.

۶. رها کردن وابستگی به نتیجه

وقتی وابسته و نگران نتیجه باشید، ارتعاش کمبود می‌فرستید.
• آرام باشید و به فرآیند اعتماد کنید.
• اجازه دهید خواسته‌های شما در زمان مناسب و از بهترین راه ممکن وارد زندگیتان شوند.

۷. هم‌نشینی با افراد مثبت و محیط مناسب
• محیط و افرادی که با آن‌ها در ارتباط هستید، روی ارتعاشات شما تأثیر می‌گذارند.
• تا حد امکان با افراد مثبت و الهام‌بخش وقت بگذرانید.
• از اخبار منفی و گفتگوهای سمی دوری کنید.

اگر این اصول را رعایت کنید، به‌تدریج فرکانس درونی شما با خواسته‌هایتان همسو شده و آن‌ها را در زندگی خود جذب خواهید کرد.

((برای درک بهتر این موضوع می توانید از وبینارهای  ابر انسان ۱ و ۲  استفاده کنید تا با آشنا شدن قدرت درونی و ابر انسان بودن خودتان و رازهای جهان هستی، بهتر بتوانید از این قانون بهره ببرید و زندگی که لایق آن هستید را تجربه کنید))

با عشق و صلح
شمن سودگورو​

نظر (7)

  1. هدا شاه‌رکن‌الدین

    خیلی متشکرم از سودگوروی عزیز. یکی از تاثیرات این ارتعاشات برای من این بود که مدتها دلم میخواست وبینار ابرانسان رو تهیه کنم و به فکر پس انداز پول بودم تا اینکه چندوقت پیش نود درصد تخفیف خورد و من بلافاصله ثبت‌نام کردم و سر کلاس‌ها هستم. از جهان هستی برای این فرصت سپاسگزارم.

    1. IMG_5001-COPY
      Sudi Burnett

      خوشحالم که همراهمونی هدا جان ❤

  2. ناهید جوان تبریزی

    چقدر ساده و رسا مطالب توضیح داده شده.چندین ساله این حس ودارم وبکمک همین راهکارها زندگی موفق وغنی دارم ودرجایی که هستم راضیم.خدایا شکرت بخاطر وجودسودی عزیز که خودش یک ثروته وتشکر ویژه از سودی جان دارم بابت تمام آگاهی هاو زحماتی که برای ما میکشید

    1. IMG_5001-COPY
      Sudi Burnett

      درود بر شما ناهید جان. خوشحالم همراهمونی عزیزم ❤

  3. گیتی

    بی نهایت سپاسگزارم سودی عزیزم که همیشه به عالی‌ترین شیوه راهگشا هستی.

    1. IMG_5001-COPY
      Sudi Burnett

      درود عزیزم. خوشحالم همراهمونی گیتی جان ❤

  4. آرام

    سپاس سودی عزیزم از مطالب ارزشمندی که در اختیار همه قرار میدی، ماچ به لوپت😘😘😘😘

دیدگاه خود را اینجا قرار دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوره های پیشنهادی:

تخفیف 50% همه دوره ها!

روز
ساعت
دقیقه
ثانیه
ظرفیت تکمیل

مهلت استفاده تا پایان سال 2024

تعیین وقت مشاوره خصوصی

این سرویس در حال حاضر فقط برای کاربران خارج از ایران در دسترس می باشد. ارائه این سرویس در روزهای هفته به وقت لس آنجلس آمریکا در دسترس شما می باشد و بصورت 1 ساعته و 2 ساعته قابلیت انخاب دارد.

Loading...