در این مطلب می خوانیم:
عشق به خود هدف اصلی زندگی و همان جوهرهایست که همه ما انسانها با آن زاده میشویم، اما در مسیر زندگی گاه این گوهر اصلی را گم کرده و زمان زیادی را صرف میکنیم تا آن را دوباره بازیابیم. برای اینکه بتوانیم در مسیر تحول قدم برداریم، نخستین و سادهترین قدم در خوددوستی، جدا شدن از آن هویتی است که ذهن و ایگوی ما ساختهاند. ما باید عقب بنشینیم و با دیدی متفاوت، این شخصیت ساختهشده را مشاهده کنیم. در این مقاله از سودی برنت با ما همراه شده با عشق به خود، ضرورت آن و نحوه انجام دادن آن به درستی آشنا شوید.
بدن به عنوان مکانی که روح در آن جریان دارد
انسان باید متوجه شود که بدن فیزیکی او صرفاً یک پوشش است که روح به آن نیاز دارد تا بتواند در آن حرکت کرده و جریان یابد. مشاهدهی این بدن فیزیکی، سرآغاز عشق به خود است. در این نگاه، فرد متوجه میشود که این دستگاه چقدر جالب و معجزهآسا است. هرچه بیشتر از نظر علمی به ساختار پیچیده و معجزهگر بدن نگریسته شود، عظمت بیشتری درک میگردد.
پیشنهاد مریدان: چهار بدن انسانی
ضرورت شکرگزاری
وقتی فرد به ساختار شگفتانگیز بدن خود مینگرد، درمییابد که جهان هستی چه چیز خارقالعادهای را ساخته است. این درک منجر به قدردانی بیشتر و توجه افزونتر به این بدن میشود. توجه و قدردانی نسبت به این پدیدهی معجزهآسا، در عمل نوعی عشق به خود است که از مشاهدهی عمیق آغاز میشود .
استعدادهای نهفته، خط پولی، نیمه گشمده و رسالت روحی خود را کشف کنید: وبینار رمزگشایی ماتریکس سرنوشت
دوگانگی ذهن و روح
برای درک اینکه ما چگونه عمل میکنیم، میتوان انسان را به دو بخش تقسیم نمود: بخش اول شامل ذهن و ایگو یا منیت، و بخش دوم شامل روح و قلب. اینکه ما بیشتر از کدام جهت و از طریق کدام سیستم عمل میکنیم، پردههای مختلفی از واقعیت را در زندگی ما باز میکند.

عمل کردن از طریق ذهن و منیت
اگر انسان بیشتر از طریق ذهن و ایگوی خود عمل کند، درگیر مفهوم جدایی باقی میماند. این جدایی از زمانی شکل میگیرد که کودک متولد شده و برای اولین بار مادر خود را میشناسد و خود را جدا از او میبیند؛ در نتیجه، دوگانگی از همان بدو تولد ایجاد میشود. هنگامی که این جدایی بهعنوان واقعیت فرد شناخته میشود، مسیرها و مراحل مختلفی در زندگی آغاز میگردد.
پکیج خودشناسی که مشابه آن را جایی دیگر نمییابید: وبینار طراحی انسانی 1 و طراحی انسانی 2
وابستگی و عشق به دنیای بیرونی
در مسیری که توسط ذهن و ایگو هدایت میشود، عشق فرد به دنیای خارج و عملکرد دیگران وابسته میشود. فرد مرتباً به این فکر میکند که آیا خانوادهی اولیه، بهویژه پدر و مادر، در کودکی به او توجه کافی کردهاند یا نه، و آیا عشق مورد نیاز را دریافت کرده است. از این نقطه، انتظارات کم کم شکل میگیرد: پدری که کم گذاشت، مادری علاقهی کافی نداشت، یا والدینی که بین فرزندانشان تفاوت قائل شدند.
جهان هستی؛ آینه عشق به خود
فردی که از بعد ذهن و منیت برمیآید، بر دنیای مادی متمرکز بوده و پیوسته در انتظاراست تا ببیند آیا دیگران به او عشق میدهند یا خیر. در این شرایط، دنیای درون فرد که باورهای آن جهان مادی را میسازد، به بیرون ریخته میشود تا نقاطی را که فرد در آنها کمبود و کسری عشق دارد، نشان دهد.
ایفای نقش قربانی
افرادی که از ذهن و ایگوی خود عمل برمیآیند، اغلب نقش قربانی را ایفا میکنند. این افراد باور دارند که اتفاقات بد همواره برای آنها رخ میدهد، دیگران آنها را دوست ندارند یا به آنها عشق نمیدهند. چنین فردی ممکن است یک عمر در روابط نامناسب بماند، به این امید که بتواند عشقی را که از دست داده، جبران کرده یا به دست آورد.

تغییر از درون
این چرخه تا زمانی ادامه مییابد که فرد به این بیداری برسد که هر تغییری که از محیط بیرونی طلب میکند، باید ابتدا در درون خود او به وجود آید همانطور که گفته شده، فرد نباید سعی در تغییر دیگران داشته باشد، بلکه باید خود، آن تغییر مورد نظر باشد. وقتی فرد به دنیای درون رفته و تبدیل به آن تغییر مطلوب شد و فضای انرژی او متحول شده، آن تحول در دنیای بیرون نیز به تصویر درونی او تبدیل خواهد شد.
یگانگی و بازگشت به قلب
در مقابل عمل کردن از طریق ذهن، اگر فرد از روح و قلب خود جاری شود، نشان میدهد که پروسهی بیداری را گذرانده است. فرد بیدار به جای اینکه بیشتر از ذهن و منیت خود عمل کرده یا واکنش نشان دهد، از روح یا قلب خود عمل برمیآید. در این مرحله، مفهوم جدایی دیگر برای او وجود نداشته و با جهان هستی یکی میشود.
شفای عمیق درون با: کودک درون
نقش مسئولیتپذیری در عشق به خود
در حالت بیداری، جهتگیری توجه فرد تغییر میکند. ایگو یا منیت همواره انگشت اتهام یا انتظار را به بیرون میگیرد و دائماً سعی در ساختن معنا از تصاویر بیرونی دارد. اما هنگامی که فرد از قلب یا روح عمل میکند، انگشت به سوی درون میچرخد و به سمت خود فرد اشاره میکند.
خودی نو بسازید: وبینار کوچینگ
بازتاب نور و عشق درونی
زمانی که جدایی از جهان هستی از بین میرود و فرد به آگاهی میرسد، فقط از یک جایگاه میتواند عمل کند؛ زیرا یکی بودن با جهان هستی صرفاً نور و عشق است. وقتی فرد از قلب و نور عمل میکند، تمام چیزهای خارجی با او یکی هستند و فضای انرژی او از عشق و نور سرچشمه میگیرد. این عشق به خود ابتدا در درون احساس میشود و سپس به بیرون میتابد.

تبادل انرژی عشق باد نیای بیرونی
وقتی این عشق درونی به بیرون تابیده میشود، دیگران نیز آن را دریافت میکنند و یک تبادل انرژی اتفاق میافتد. تصویری که در دنیای بیرونی بازتاب پیدا میکند، پر از عشق میشود و آن عشق دوباره به فرد بازمیگردد. این عملکرد برعکس ذهن و ایگو است که دائماً بر بیرون متمرکز بوده؛ روح و قلب از درون میآیند و خواستگاهشان عشق و همدلیست.
مقاله پیشنهادی: خودشناسی به چه معناست؟
نداشتن عشق به خود چه نتایجی در پی دارد؟
اگر فرد در دنیای خارجی عشق نمیبیند، این نشاندهندهی جدایی بین او و جهان هستی است که باعث میشود تمام افراد دیگر نیز جدا از او به نظر برسند. این کمبود عشق به خود، خود را به شکلهای مختلف در زندگی روزمره نشان میدهد.
سخاوت و خساست از او نسبت به خود
یکی از اصلیترین تظاهرات کمبود عشق به خود این است که فرد نسبت به دیگران بیش از حد دست و دلباز است و کمک میکند، اما در مورد خودش بسیار خسیس عمل میکند. در برخی فرهنگها، اینگونه تعریف شده است که مثلاً اگر شما مادر هستید، باید از خود بگذرید و هرچه دارید به فرزندان بدهید و این نشانهی مادر خوب بودن است، در صورتی که این دیدگاهی اشتباه است.
کسی که دائماً از خود میزند و به دیگران میبخشد، اگر این عمل دریچهی عشق نباشد، به مرور زمان باعث آزار او میشود. در نتیجه، افرادی که مرتباً خود را خالی میکنند، در نهایت خشمگین میشوند؛ و خشم جایگزین عشق میشود.
زندگی مالی خودتان را متوحل کنید: از بیکاری تا کارفرمایی
عشق به خود = اولویت قرار دادن خود
این موضوعیست که ما باید همواره به آن توجه داشته باشیم؛ من اولویت اول زندگی خودم هستم نه دیگران.

فلج کردن فرزندان با محبت افراطی
وقتی والدین بیش از اندازه به فرزندان خود میدهند و از آنها مراقبت میکنند، در واقع آنها را فلج میکنند.
ما باید از کودکی به فرزندان خود بیاموزیم که در زندگی فعال باشند. کودکان فوقالعاده هوشیار و باهوش هستند و میتوانند چیزهای زیادی بیاموزند. مثلاً باید کودکان را در کارهای خانه مانند ظرف شستن و آماده کردن غذا شریک کرد. با این کار، ما در آینده فرزندانی ناتوان و فلجشده را به جامعه تحویل نمیدهیم. بچهها مانند اسفنج عمل میکنند و همه چیز را جذب مینمایند.
تقویت “عضله” عشق به خود با تمرین حضور در لحظه
اگر فرد در دنیای خارج عشق نمیبیند یا آن را دریافت نکرده است، این فقط نشان میدهد که در حال حاضر در چه وضعیتی قرار دارد. ما هر چیزی را که در ابتدا نداریم، میتوانیم برای مدتی تظاهر به داشتن آن کنیم تا به واقعیت ما تبدیل شود.
آگاهی بیشتر: با واسطه گری روح به لایه های عمیق آگاهی دست یابید!
عشق به خود = مهربانی کردن به خود
عشق به خود مانند یک عضله است که باید آن را قوی کرد. باید از خود پرسید که امروز چگونه میتوانم با خودم مهربانتر باشم و بیشتر به خودم عشق بورزم. کارهای کوچک مانند استفاده از ظروف قشنگی که برای مهمان نگه داشته شده است، یا گرفتن ماساژ برای خود، تمرین این عضله است.

دقت به گفتگوهای درونی
اگر فرد بعد از یک تماس تلفنی یا مکالمه، مرتباً در ذهن خود آن را تکرار میکند و خود را سرزنش مینماید، باید از خود بپرسد که آیا این گفتوگو از عشق میآید یا از کمبود عشق. هر بار که فرد خود را میزند، در واقع دارد از کمبود عشق عمل میکند.
اعمال روزمره با نیت عشق به خود
عشق به خود باید در تمام اعمال روزمره جاری باشد. حتی کارهایی مانند حمام کردن باید با عشق انجام شود.
پیشنهاد شمن سودگورو: وبینارهای شامنیزم 1 و شامنیزم 2
استفاده از عبارت های تاکیدی برای عشق به خود
باید مرتباً به خودتان بگویید: “عاشقتم” و دستان و پاهای خود را ببوسید. روزی ده بار که از جلوی آینه رد میشوید، حتی اگر باور ندارید، برای خود بوس بفرستید و بگویید “عاشقتم”. این تکرار روز به روز، سیستم عادی و اصلی ذهن را که بر کمبود استوار بوده، درهم میشکند.
احترام به خود و ارزشمندی
احترام چیزی نیست که کسی بتواند آن را به ما بدهد یا از ما بگیرد. اشتباه اینجاست که فکر میکنیم احترام به نظر دیگران وابسته است. اگر کسی بگوید دیگری او را جلوی جمع کوچک کرده، نشان میدهد که آن شخص آنقدر درگیر منیت خود است که بزرگ یا کوچک شدنش وابسته به قضاوت و نظر دیگران است.
نابغهی مدیریت احساسات شوید: وبینارهای بلوغ احساسی 1 و بلوغ احساسی 2
بیاهمیت دانستن تعاریف و انتقادات
نظرات دیگران، نظر شخصی خودشان است و امکان ندارد فردی بتواند به ساز میلیونها نفر برقصد. کاری که میتوان انجام داد این است که با هیچکدام از اینها تکان نخورد؛ نه تعاریف الکی او را به هوا ببرد و نه انتقادات را به خود بگیرد. نظرات دیگران فقط احساس درونی خودشان را بازگو میکنند. اگر کسی فردی را میکوبد، دارد احساسات درونی خود را بیان میکند و این به آن شخص ربطی ندارد.
پرده از اسرار میلیونرها بردارید: باشگاه میلیونرها
نتیجهگیری
زیبایی از درون میآید. عشقی که از درون میآید، فرد را بیش از هر چیز دیگری زیبا میکند، بیشتر از بوتاکس، کشیدن پوست و …. حس درونی ما نسبت به خود، دید ما از خودمان است و این احساس درونی باید بر پایهی خود دوستی بنا شود. با درک اینکه ما خودمان، منبع اصلی عشق هستیم و هیچکس از بیرون نمیتواند ارزش ما را تعیین کند، به آرامش واقعی دست خواهیم یافت. این مسیر نیازمند تقویت مداوم عضله خود دوستی است. خوشحالیم که در این مقاله از سودی برنت با ما همراه شدید، در صورت تمایل به کسب اطلاعات در مورد وبینارها با کارشناسان ما در سودی برنت همراه شوید.
مطالبی که شاید بپسندید:
دوره های پیشنهادی:
جهت شرکت در دوره های آنلاین روی لینک زیر کلیک کنید










