در این مطلب می خوانیم:
یکی از موضوعاتی که همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته و تقاضاهای مکرری برای بحث دربارۀ آن وجود داشته، مسئله زندگیهای متوالی یا همان تناسخ است. ما در این مسیر، نه تنها به چرایی وجود زندگیهای متعدد میپردازیم، بلکه دیدگاه جدیدی در مورد زمان و مکان ارائه خواهیم داد که دستگاه ذهن و منیت به آسانی قادر به درک آن نیستند. هدف این است که تعصبات خود را نسبت به باورهایمان کنار بگذاریم تا بتوانیم تجربیات و اعتقادات دیگران را شنیده و درک کنیم. اطلاعاتی که در این محتوا ارائه میشود، بر اساس تجربیات عمیق شخصی و درک کیهانی است که شاید در هیچ جای دیگری به این شکل نشنیده باشید. پس اگر میخواهید به درکی نو و عمیق راجع به موضوع تناسخ دست پیدا کنید، در این مقاله از سودی برنت با ما همراه شوید.

چرا روح به زندگیهای متعدد نیاز دارد؟
اگر فرض کنیم که من و شما تنها یک بار به کره زمین آمده و فقط یک نوع زندگی را تجربه میکنیم، برای مثال زندگی یک خانم خانهدار، پس از اتمام این دوره، این تجربه چه فایدهای خواهد داشت؟ چه سودی در یک تجربۀ واحد نهفته است؟
پاسخ در آکاشیک رکورد است. از زمان نخستین مکاتب، مانند مذهب بودا، مفهوم زندگیهای متوالی یا “تناسخ” مطرح بوده و دلیل آن این است که اگر روح مرتباً نیاید و نرود و تجربیات گوناگونی کسب نکند، پرونده تجربیاتش کامل نمیشود. روح برای تکامل خود نیازمند درک تمامی ابعاد وجود است.
تجربیات متنوع؛ لایههای آگاهی روح
تجربه زندگیهای گوناگون، روح را قادر میسازد تا از دیدگاههای مختلف به هستی بنگرد. در یک دوره، ممکن است شخص، فقر و گرسنگی در آفریقا را تجربه کند و مرگ فرزندش از سختی را به چشم ببیند. در دورهای دیگر، ممکن است فردی در جایگاه قدرت و ثروت مانند ملکهای قدرتمند (ملکه الیزابت) بوده و تصمیمگیری و حکومت را تجربه نماید. در تجربه سوم، فرد میتواند یک شفادهنده باشد که به مردم کمک میکند، هرچند که ممکن است در آن زندگی کارهای اشتباهی نیز انجام دهد. این تنوع در واقع، امکان تجربهگرایی عمیقتر و جامعتر برای روح را فراهم میآورد.
شفای معجزهآسای زخمها با: وبینار سفر به دنیای درون
محدودیت ذهن در پذیرش حقیقت
ما باید آگاه باشیم که هرگز نیازی نیست که سخنان هیچ فردی، از جمله سخنران این ویدیو، را به عنوان یک آیه یا حقیقت مطلق بپذیریم. اما ضروری است که باز باشیم، تعصب بر باورهایمان نداشته باشیم و اجازه دهیم که اطلاعات جدید وارد دستگاه ذهنی ما شوند.
جادوی خودشناسی با: وبینار طراحی انسانی 1 و طراحی انسانی 2
تجربه نزدیک به مرگ (NDE)
شمن سوگورو در اینجا تجربه نزدیک به مرگ خود را که حدود سی و اندی سال پیش در پی یک تصادف شدید ماشین رخ داده است، بازگو میکند.
مطالعه بیشتر: چگونه ترس را شکست دهیم؟
رهایی از بند ذهن
به محض وقوع تصادف، روح من بلافاصله پرواز کرد. نکته کلیدی اینجاست که هیچ زجر و دردی در زمان تصادف احساس نکرده و هیچ چیز محدودکنندهای وجود نداشت. روحم مانند پر کاه به سمت بالا میرفت و این تجربه حتی پس از سالها، به قدری شفاف است که گویی همین لحظه اتفاق افتاده است. در آن لحظه، شادی و خوشحالی از این بابت که دوره زندگیام تمام شده، وجود داشت.
پیشنهاد شمن سودگورو: وبینارهای ابرانسان 1 و ابرانسان 2
بازگشت به خانه اصلی روح
پس از عبور از یک تونل، روح من وارد فضایی شده که اغلب آن را بهشت مینامیم. راهنماهایی با عشق به استقبالم آمدند. این مکان بود که متوجه شدم همان خانه اصلی است.
تا پیش از این تجربه، با وجود موفقیتهای مادی فراوان (از جمله دریافت بالاترین حقالزحمه برای مربیگری بدنسازی، شلوغی کار و شرایط فوقالعاده بیرونی)، همواره احساس تنهایی عمیق، افسردگی، خشم، خلأ شدید و نارضایتی درونی را تجربه میکردم. اما در آن فضای بالاتر، برای اولین بار احساس عشق بدون چون و چرا را دریافت کردم.

با بیداری کندالینی به لایههای بالاتر روح دست یابید: انرژی کندالینی
ارتباط تلهپاتیک و حذف محدودیتهای مادی
در خانه اصلی، دیگر نیازی به زبان یا صوت برای صحبت کردن نیست؛ همه چیز به صورت تلهپاتی رخ میدهد. زمانی که فیزیک (بدن مادی) وجود ندارد و ما صرفاً انرژی هستیم، تمام دردها، بیماریها و محدودیتهای فیزیکی از بین میروند.
علاوه بر این، در بُعد اصلی، ذهن (به عنوان دستگاه محدودکننده) وجود ندارد. ما تنها شعور برتر هستیم. به همین دلیل، اطلاعات بسیار زیادی که از طریق تلهپاتی منتقل میشوند، بلافاصله جذب میگردند، زیرا محدودیتهای ذهنی برای پردازش اطلاعات وجود ندارد. اینجاست که درمییابیم تمام تراما و دراماهای زندگی در واقع در فیزیک اتفاق میافتند، و جدایی از فیزیک و رام کردن آن، به معنای جدا کردن خود از منیت است.
فیزیک خود را از تمامی تروماها رها کنید: آزادسازی تروما از حافظه سلولی
حقیقت پنهان در پس مفهوم تناسخ
هنگامی که روح در آن فضای عشق و بیقضاوتی قرار گرفت، یک صفحه بزرگ باز شده و زندگیهای متعددی را نمایش داد.
مشاهده همزمان زندگیها
با دیدن این صفحات، به صورت تلهپاتی پرسیدم که آیا “همه اینها من هستم؟” و پاسخ داده شد که “بله”. در این صفحه، زندگیهایی به عنوان مرد یا زن، در زمانهای مختلف (مانند دهه ۱۹۲۰)، با ملیتهای گوناگون (آمریکایی، آفریقایی، سرخپوست) دیده میشدند. در این لحظه بود که برایم، قضیه زندگیهای متعدد که مردم به آن “تناسخ” میگویند، کاملاً پذیرفته شد.
پس از این مشاهده، دلم نمیخواست برگردم و التماس میکردم که مرا را بازنگردانند، اما در نهایت متوجه شدم که زمان آمدن و رفتن ما گاهی در دست ما نیست و جهان هستی نقشهای دیگر دارد.
دنیای مادی خود را دگرگون کنید: از بیکاری تا کارفرمایی
ذهن؛ ابرقدرتی کوچک در مقابل جهان هستی
برای درک عمیقتر این حقایق، باید محدودیتهای ذهن را بشناسیم. دستگاه ذهن، با وجود قدرت خارقالعادهاش که میتواند کارهای زیادی انجام دهد که ما هنوز قابلیتهای کامل آن را نمیدانیم، در مقابل عظمت کل جهان هستی، به اندازه یک سوزن است. جهان هستی بسیار اسرارآمیزتر از آن چیزی است که ذهن ما توانایی درک آن را داشته باشد.
تمام مشکلات و سوالات شما از طریق ذهن و منیت به وجود میآیند. ذهن صرفاً برای بازی و سرگرمی خود، سؤال مطرح میکند و سپس به دنبال راه حل آن میرود. تا زمانی که شما از بُعد ذهن و منیت عمل کنید، زندگی کوچک و پر از زجر و درد خواهید داشت.
حتی شش حس شما (بینایی، شنوایی، احساسی و شش حس درونی) که اغلب توصیه میشود به آنها توجه شود، خودشان در واقع فقط یکی از جادههای فرعی هستند که دستگاه ذهن شما را درگیر میکند. اینها تماماً در بُعد کوچک سوم و دنیای مادی اتفاق میافتند.

جهان هستی و آگاهی برتر
آنچه در لولهای بالاتر آگاهی وجود دارد و ذهن نمیتواند آن را درک کند، مربوط به ماهیت زمان و جدایی است.
توهم زمان و زندگیهای همزمان
در جهان هستی، چیزی به نام زمان وجود ندارد. زمان صرفاً برای کسانی ساخته شده است که در بُعد سوم زندگی میکنند. وقتی معیار زمان حذف شود، نه گذشتهای هست و نه آیندهای.
پیش از به وجود آمدن انسان و دستگاه ذهن، تنها شعور برتر کائنات وجود داشته است. در این فضای انرژی واحد، هیچ چیزی از چیز دیگری جدا نیست.
نتیجه این مفهوم این است که تمام زندگیها در آن واحد در جهان هستی در حال اتفاق افتادن هستند. نه تولدی هست و نه مرگی؛ این همان چیزی است که مولوی و بودا میگفتند.
تجربه “سودی برنت” به عنوان یک کوچ یا شفادهنده در حال حاضر، تجربه “ملکه الیزابت” و یا تجربه “دونالد ترامپ”، همه و همه ابعاد متعددی از یک روح واحد هستند که دائماً در جریان بوده و شروع و اتمامی برای آنها وجود ندارد. روح در آن واحد زندگیهای متعددی را تجربه میکند.
سلامتی جسمی خود را تا ابد تضمین کنید: تناسب اندام
توهم جدایی و آگاهی واحد
بزرگترین مفهوم این است که تمام انسانهایی که شما روی کره زمین میبینید، فقط و فقط بازتابی از شما هستند. همه شخصیتها، چه آنها که دوستشان دارید و چه آنها که ندارید، خود شما هستید. فقیر، سوپور، پرستار، دکتر، رئیس جمهور— همه و همه در بیرون از شما نیستند؛ آنها بازتابی از شما هستند. این حقیقت برای ذهن بسیار سخت است که بپذیرد. دستگاه ذهن قادر به درک این قابلیت و کیفیت نیست، مگر شاید در آینده که رباتها و هوش مصنوعی بتوانند این کار را انجام دهند.
زمانی که شعور آگاه برتر بر روی بخشی متمرکز شود، آن بخش برای شما به حقیقت تبدیل میشود. دنیای بیرون یک توهم بوده و ساخته همین دستگاه ذهن و منیت است.

راه نجات: جدا شدن از ذهن و تعهد به تمرین روزانه
اگر میخواهیم از رنج و محدودیتهای زندگی در بُعد سوم رها شویم، باید یاد بگیریم که خود را از دستگاه ذهن جدا کنیم. تا زمانی که ذهن رئیس شما باشد، شما محکوم به زندگی تحت سلطه احساسات، درگیری با زمان و انرژی گذاشتن برای فیزیک خواهید بود.
نابغه هوش هیجانی شوید: وبینارهای بلوغ احساسی 1 و بلوغ احساسی 2
فراتر از اطلاعات صرف
وقتی شما فرمانده ذهن شوید و دیگر گول افکار، احساسات و شش حس خود را نخورید، تازه به روح اصلی خود تبدیل میشوید و به آگاهی کامل دست مییابید. با این حال، رسیدن به این مرحله با کسب اطلاعات صِرف محقق نمیشود. شما هر چقدر کتاب بخوانید یا به سخنرانی اساتید گوش دهید، این اطلاعات باید از فیلتر ذهن عبور کنند. این فیلتر، که شامل خودآگاه و ناخودآگاه است، بسیاری از اطلاعات را حذف و پاک میکند. در هر ثانیه، میلیاردها اطلاعات به سمت ما میآید، اما ذهن تنها درصد بسیار کمی از آن را ثبت میکند.
شما وقتی سخنان آگاهیبخش را میشنوید، ذهن شما میگوید “آه، چه جالب! گرفتم!”، اما در واقع شما را گول میزند و شما نگرفتهاید.
استعدادهای پنهان، خط روحی و عشقی و کارمای اجدادی خود را کشف کنید: وبینار رمزگشایی ماتریکس سرنوشت
تعهد، دیسیپلین و تمرین
جستجو برای آگاهی و اطلاعات صرف، مانند گوش دادن به سخنان اساتید برجسته (مانند اکهارت تُله یا وین دایر) تنها نقش یک مسکن را برای شما ایفا میکند. به همین دلیل است که با وجود دانستن این اطلاعات، همچنان زجر میکشید. کلید اصلی، تعهد، نظم و ترتیب، و دیسیپلین روزانه است. اگر اطلاعات گرفتهشده با تمرین روزانه، روز بعد از روز، انجام نشود، هیچ دردی از شما دوا نخواهد کرد. به همین دلیل است که برخی افراد با وجود دنبال کردن مطالب برای سالیان دراز، همچنان در کارگاهها ثبتنام میکنند و سمینارها را از دست نمیدهند؛ زیرا میدانند اطلاعات بدون نظم و تمرین بیفایده است. اگر به دنبال تغییر کلی و جا افتادن مطالب هستید، تنها راه، عمل کردن و تمرین روزانه است.

سخن پایانی
در نهایت، درک عمیق از ماهیت هستی فراتر از آن چیزی است که ذهن بتواند به آن دست یابد. آنچه ما تحت عنوان “تناسخ“ میشناسیم، در سطوح بالاتر کیهانی، نه یک چرخه متوالی تولد و مرگ، بلکه جریانی از تجربیات همزمان یک آگاهی برتر است. این تجربه به ما نشان میدهد که هر یک از ما، ابعاد بیشماری از هستی را در یک لحظه تجربه میکنیم و هر انسانی که میبینیم، بخشی از آگاهی ماست. راه رهایی و رسیدن به این آگاهی کامل، نه در کسب معلومات بیشتر، بلکه در جدا شدن از سلطه ذهن و منیت و پایبندی به نظم و تمرین روزانه نهفته است. ممنونیم که در این مقاله با ما همراه شدید. در صورت علاقهمندی به شرکت در وبینارهای شمن سودی برنت با کارشناسان ما تماس حاصل نمایید.
مطالبی که شاید بپسندید:
دوره های پیشنهادی:
جهت شرکت در دوره های آنلاین روی لینک زیر کلیک کنید











نظر (8)
اکرم ادیبی
تنها راه رهایی از زجر، نظم ودیسپلین،تمرین روزانه فکر قطع سکوت وجدا شدن از دستگاه ذهن است
اکرم ادیبی
هر شخصی که در زندگی میبینیم در اصل بخشی از آگاهی ما هستند
Sudi Burnett
❤️❤️
Sudi Burnett
🌹🌹
Shekoofe Rasstiy
مقاله بسیار جالبی بود و دقیق درباره روح و تجربه هایی که برای ارتقایش باید کسب می کند پرداخته شد ممنونم🙏💖
Sudi Burnett
خیلی ممنونم از حسن توجهتون شکوفه بانو!
ایلناز مبین
مقاله ی خیلی جالبی بود ، بینهایت از سودگوروی عزیزم سپاسگزارم به خاطر آگاهی که با عشق بی نهایت به ما میدن
Sudi Burnett
سپاس فراوان از شما ایلناز جان